عبد الجليل قزوينى رازى

563

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

پس گربه يك نيمه رافضى است و يك نيمه ناصبى ، چنان كه خواجه مصنّف كه بيست و پنج سال رافضى بوده است و اكنون سنّى است پس مذهب گربه در وضو مركّبست بيك دست شويد چون رافضيان ، و افسار بازكند چون ناصبيان ، و گر منش بنيمه ناصبيش معاف دارم خواجه بايد كه بنيمه رافضيش معاف دارد ؛ تا مرحبا بالوفاق باشد درين يك شبهت كه همه خلاف خوش نباشد و السّلام . و اما آنچه گفته است كه : « على وضو چنين كرد كه ما مىكنيم » از دو وجه دروغ است : يكى آنكه - اگر على چنين كرده بودى خواجه نكردى كه در جهان چه دوستر دارد ناصبى از مخالفت على . وجه دوم - آنكه وصىّ رسول بر خلاف قرآن وضو نكند و بارى تعالى وضو نه چنان فرموده است كه ناصبيان كنند قال سبحانه و تعالى : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ « 1 » و وضو برين وجه در امّت الّا شيعت نكنند و هذا أظهر من الشّمس و أنور من القمر على رغم المصنّف ، و آخر رافضى در وضو اقتدا بگربه كرده است كه ستودهء مصطفى است و پاكيزه است ؛ ناصبى بدتر كه در وضو اقتدا بمگس نجس كرده است و به دو دست شويد تا چون آن داند ازين بيگانه نباشد ؛ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « فضيحت سىام - رافضى تراويح نكند و گويد : بيگار « 2 » عمرست و نماز چاشت روا ندارد و رسول در فضيلت نماز چاشت بسى گفته است » . اما جواب اين كلمات اول آنست كه : اگر از تراويح « 3 » نافلهء ماه رمضان

--> ( 1 ) - صدر آيهء 6 سورهء مباركهء مائده . ( 2 ) - در برهان قاطع گفته : « بيگار با ثانى مجهول و گاف فارسى بر وزن بيزاركار فرمودن بيمزد بود يعنى كار فرمايند و مزد ندهند » و ميتوان « پيگار » خواند زيرا در غير « ع » نقطه‌ها را طورى گذاشته كه دور نيست اين طور خواند و « پيگار بفتح اوّل و گاف فارسى بر وزن نيزار جنگ و جدال را گويند ( برهان قاطع ) » پس گويا مراد گويندهء كلام آنست كه رافضى اگر نماز تراويح نكند مثل آنست كه بپيگار عمر رفته و با او جنگ مىكند و ظاهر آنست كه از « بيگار » در اينجا بدعت اراده شده است كه مناسب مقام است . ( 3 ) - م ب ن : « بتراويح » .